ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

106

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

مقابل محمد قرار مىگرفت شكست مىخورد . دو لشكر جنگ سختى با يك ديگر كردند به طورى كه بسيارى از كارهاى خود را به صورت سواره انجام مىداند . مالك پرچم را در دست گرفت و قصد داشت خود را به شتر عايشه برساند ، عبد الله بن زبير ، مالك اشتر را ديد ، مالك ، عبد الله را با شمشير زد . عبد الله ، مالك را گرفت و او را بر زمين زد و بر روى سينه مالك نشست و فرياد كشيد بكشيد مالك را . مردم ندانستند كه منظور او از مالك چه كسى است ، تا اين كه مالك از دست عبد الله گريخت . كعب بن سور وقتى كه ديد سپاه در حال شكست است ، افسار شتر را گرفت و آنان را به جنگ فرا خواند . مردمان قبيله ازد متوجه هودج شدند ، على ، عمار ، مالك ، و انصار به طرف شتر رفتند ، مردم در كنار شتر جنگ سختى با يك ديگر كردند تا اين كه شب شد ، اين جنگ سخت به مدت هفت روز ادامه داشت تا اين كه على در پايان روز هفتم شكست سختى را به آنان تحميل كرد . طلحه وقتى وضعيت را چنين ديد دست‌هايش را به سوى آسمان بلند كرد و گفت : خدايا اگر ما در حق عثمان چاپلوسى و يا ظلم كرده‌ايم ، امروز را از ما بگير تا از ما خشنود شوى . گويند ، هنوز سخن طلحه به پايان نرسيده بود كه مروان ضربه‌اى به طلحه زد ، طلحه بر زمين افتاد ، در حالى كه هودج عايشه همچنان پايدار بود . مروان با گروهى از قبايل قيس ، كنانه و بنى اسد ، از هودج محافظت مىكرد . دشمنان ، شتر عايشه را محاصره كرده بودند ، هر كس كه مىخواست به شتر نزديك شود ، مروان او را با شمشير مىزد و دستش را مىبريد ، تا اين كه حدود بيست دست از مردم مدينه و حجاز و كوفه بريده شد . على از پشت مروان آمد و او را با زدن ضربه‌اى بر زمين انداخت و شترى را كه عايشه بر آن سوار بود پى كرد . آنان شكست خوردند و عايشه ، مروان ، عمرو بن عثمان ، موسى بن طلحه و عمرو بن سعيد بن عاص به اسارت در آمدند . عمار به على گفت : امير المؤمنين ، همهء آنان را بكش . على گفت : من اسير اهل قبله را زمانى كه برگردد و اميد داشته باشد نمىكشم . على ، موسى بن طلحه را فرا خواند ، مردم گفتند : وى اولين كسى است كه كشته خواهد شد . وقتى كه نزد على آمد ، على به او گفت : آيا بيعت مىكنى ؟ موسى بن طلحه گفت : آرى . موسى و همهء كسانى كه همراه او بودند بيعت كردند . على فرمان داد كسى با صداى بلند اين چنين گويد : كسى كه پشت كرده است كشته نمىشود ، بر زخمى شمشير كشيده